قهرمان ميرزا عين السلطنه
34
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يوم سهشنبه 16 جمادى الثانى - روى ايوان خانه يك سار زدم . خيلى خوب زدم . روز پنجشنبه 18 جمادى الثانى - من يك قدرى سرم درد گرفت سوارى نشد ، و السلام قهرمان قاجار . يوم دوشنبه 22 شهر جمادى الثانى - صبح سوار شديم رفتيم درهء مرادبك . در بين راه آقا داداشم يك سار زدند . من يك طرقه زدم . رفتيم در درهء مرادبك در آنجا ناهار خورديم . چند تير گلوله انداختيم . آقا داداشم چند دانهاش را زدند . يك كبك اسمعيل زد . غروب وارد شهر شديم . يوم پنجشنبه 25 جمادى الثانى - صبح هوا صاف بود بعد از ناهار سوار شديم . عبد الله خان سرتيپ همراه بود به طرف گرچاقه روانه شديم . در بين راه آقا داداشم يك سار در سر اسب زدند . من يك سار ديدم رفتم نزديك ، همانطور كه اسب راه مىرفت من زدم . خيلى خوب زدم . آقا داداشم يك كلاغ در سر اسب زدند . من يك طرقه در سر اسب زدم . طرقه را از سار بهتر زدم . آقا داداشم يك حواصيل زدند . رفتيم در گرچاقه چايى را در آنجا خورديم . وقت مراجعت آقا داداشم يك سار در روى هوا زدند . من يك سار در سر اسب زدم . اسماعيل شكارچى هفت دانه باقرىقرا زدند . چند تير گلوله انداختيم . يك ربع به غروب مانده وارد شهر همدان شديم . دوشنبه 29 جمادى الثانى - سوار شديم به طرف درهء گرچاقه روانه شديم . در بين راه آقا داداشم يك سار زدند . من يك سار زدم . در راه آقا داداش يك قمرى زدند . يك قمرى ديگر در هوا آقا داداش زدند . من يك سار زدم در سر اسب . رفتيم در گرچاقه ، آقا داداش يك كبوتر در هوا زدند . وقت مراجعت آقا داداش دو كبوتر در هوا زدند با يك قمرى . من يك سار در سر اسب زدم . آقا داداش دو طرقه با چهار سار يكى را در هوا زدند . من يك طرقه زدم . دو ساعت به غروب مانده وارد شهر همدان شديم . روز پنجشنبه 3 رجب المرجب - سوار شديم به طرف درهء مرادبك رفتيم . در بين راه آقا داداش يك آلاگزنه زدند با يك سار . رفتيم در درهء مرادبك ، در آنجا چايى را خورديم . سوار شديم آقا داداش يك سار در سر اسب در روى هوا زدند . من يك سار در سر اسب زدم . در دم شهر يك باغ خوبى بود رفتيم در باغ . آقا داداش يك سار زدند . يك سبزقبا در روى هوا زدند . يك سار توتخور در هوا آقا داداش زدند . من يك سار زدم . يك سوكه آقا داداش با گلوله زدند . يك ربع به غروب مانده وارد شهر همدان شديم . آقا داداش يك قمرى زدند . يكشنبه 6 رجب المرجب - در بالاى پشتبام يك ابابيل در روى هوا زدم . امروز روز خوبى بود . آقا داداشم دو دانه ابابيل زدند . يوم دوشنبه 7 رجب المرجب - سوار شديم رفتيم آبشينه . در بين راه من يك سار زدم . آقا داداش دو سار روى هوا زدند . سه سار ديگر آقا داداش زدند . من يك طرقه زدم . اسمعيل شكارچى شش دانه قمرى زد . جلال الموتى « 1 » دو قمرى زد . آقا داداش يك
--> ( 1 ) - اصل : علموتى .